تبليغاتX
یاد آر ز شمع مرده یاد آر

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

                        

                TinyPic image

... وقتي كه ملت ، دولتي را سر كار مي آورد و دولت مبعوث ملت است نمي تواند صداي ملت را خفه كند و نگذارد مردم حرف خودشان را بزنند .
خفه كردن صداي مردم كار سياست استعماري است . روش آنهاست كه نفس كسي در نيايد تا هر كاري دلشان مي خواهد بكنند … وقتي اجازه داده شد كه مردم حرفشان را بزنند و انتقاد كنند ، آنوقت دولت هر كاري دلش خواست نميتواند بكند .
بايد به صرف ملت و آرزوهاي ملت توجه كند .
موجوديت دولت من روي افكار ملت بود . پس نمي شد جلوي اظهار نظر هاي مردم را گرفت و خفه اشان كرد (تقريرات مصدق در زندان - … - ص 133)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:33  توسط کورش جنتی  | 

برنامه ای که دوستان در آستانه ی14 امرداد برای حمایت از دانشجویان در بند در دنیای مجازی

ترتیب دادند سبب شد تا من هم پس از7 ماه که از مسدود شدن تارنگام می گذرد همتی به خرج بدهم

و خانه ی جدیدی برای خود دست و پا کنم. نام و عنوان تارنگار را تغییر ندادم .به احترام آن نخستین

شهید راه قلم میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و احساس دینی پنهان که در وجودم نسبت به او دارم

بویژه آنکه این خانه تکانی و حرکت نمادینی که در حمایت از دانشجویان شکل گرفته درآستانه ی روزی است که پیوندی ناگسستنی با نام او دارد.

                                                                                       

 

                          TinyPic image    

 

۱۰۱ سال پیش در ۱۴امرداد 1285 هجری خورشیدی مظفرالدین شاه بیمار 10 روز پیش از مرگش فرمانی را امضا کردکه ایران را در شمار کشور های قانونمند گیتی در می آورد. قانونی که بنا بودآزادی وعدالت

را برای مردم این سرزمین به ارمغان بیاورد.

از آن روز تا به امروز ایران بهترین فرزندانش را در راه تحقق خواست های مشروطه از دست داده است

هنوز پس ازصد سال بر روشنفکران و دگر اندیشان این دیار همان می رود که برعشقی و فرخی یزدی

و محمد مسعود رفت. امروزاوین همان نقشی را بازی می کند که روزی باغشاه در زمان محمد علیشاه بازی

کرد. یکی قتلگاه میرزا جهانگیر خان و ملک المتکلمین ودیگری قربان گاه اکبر محمدی و زهرا کاظمی.

هنوز این سرزمین در آتش جهلی می سوزد که کریم پور شیرازی را به کام خود کشید . و  گلوله ای که

دکترفاطمی را در ظهیرالدوله نشانه رفت همچنان به قصد جان آزادی خواهان و دگراندیشان سفیرمی کشد

 

نا آگاهی . بی تفاوتی وفقدان حافظه ی تاریخی از جمله عوامل بی پروایی حکومت در برخورد با مخالفان

است . در تمام این سالها هرگاه کسی در برابر استبداد قامت افراشت دست گرمابخش پشتیبانی مردم را

بر شانه های خود حس نکرد.

اگر مردم به وظیفه تاریخی خود در قبال  قهرمانانشان عمل می کردند ودست کم برای کسانی که به خاطر 

آنها به کام مرگ رفتند تب می کردند استبداد هیچگاه نمی توانست به این آسانی دست خود رابه خون حق

طلبان این سرزمین بیالاید.

اکنون که بار دیگراستبداد در راستای سیاست سرکوب همیشگی خوداقدام به بازداشت دراز مدت تعدادی از

دانشجویان کرده است نوبت ماست که نشان بدهیم از تاریخ درس گرفته ایم . خود را در قبال آنچه

برای دوستانمان پیش آمده مسئول و شریک می دانیم و در راه آزادی آنها از هیچ کوششی فروگذار

 نخواهیم کرد

.............................................

 

همبستگی بزرگ وبلاگ نویسان با دانشجویان در بند

۱۴ مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت خواه مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود

اما

هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند.

۱۴ مرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، محمدحسین مهرزاد، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند.

به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند" تغییر دهیم.

به اميد آزادي تمامي دوستان دربندمان.

(وبلاگ خود را  به آدرس h14.mordad@gmail.com بفرستيد تا به لیست حامیان اضافه شود.)

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 16:35  توسط کورش جنتی  | 

                             

 

 ای مرغ سحر ، چو این شب تار ،
بگذاشت زسر سیاهکاری ،
وز نفحه ی روحبخش اسحار ،
رفت از سر خفتگان خماری ،
بگشوده گره ز زلف زر تار ،
محبوبه ی نیلگون عماری ،
یزدان به کمال شد پدیدار ،
واهریمن زشتخو حصاری ،


یاد آر ز شمع مرده ، یاد آر !


ای مونس یوسف اندراین بند،
تعبیر ، عیان شد تورا خواب ،
دل پر ز شعف ، لب از شکر خند،
محسود عدو ، به کام اصحاب ،
رفتی بر یار و خویش وپیوند ،
آزادتر از نسیم و مهتاب ،
زان کو همه شام با تو یک چند ،
در آرزوی وصال احباب ،


اختر به سحر شمرده ، یاد آر !

 
چون باغ شود دوباره خرم ،
ای بلبل مستمند مسکین !
وز سنبل وسوری و سپرغم ،
آفاق نگارخانه ی چین ،
گل سرخ وبه رخ عرق ز شبنم ،
تو داه ز کف ، زمام تمکین ،
زان نو گل پیشرس که در غم ،
ناداده به نار شوق تسکین ،


از سردی دی فسرده ، یاد آر !

ای همره تیه پور عمران ،
بگذشت چو این سنین معدود،
وان شاهد نغز بزم عرفان ،
بنمود چو وعدخویش مشهود ،
وز مذبح زر چو شد به کیوان ،
هر صبح شمیم عنبر وعود ،
زان کو به گناه قوم نادان ،
در حسرت روی ارض موعود ،

 
بر بادیه جان سپرده ، یاد ار ،

چون گشت ز نو زمانه آباد ،
ای کودک دوره ی طلایی ،
وز طاعت بندگی خود شاد ،
بگرفت ز سر خدا خدایی ،
نه رسم ارم ، نه اسم شداد ،
گل بست زبان ژاژخایی ،


تسنیم وصال خورده ، یاد آر!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 12:58  توسط کورش جنتی  |