تبليغاتX
یاد آر ز شمع مرده یاد آر

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

 

پندار دوست گرامی ام لطف کرده و مرا به نوشتن مطلبی درباره ی وطن دعوت کرده است. به نوشتن یکی از پر چالش ترین مفاهیم زندگیم.نام وطن آنقدر چیزهای متفاوت و گاه نا همگنی را به ذهنم متبادر می کند یا بهتر این که بگویم آنقدر چیزهای مختلف و متضادی وطن را برایم تداعی می کنند که انتظامشان در یک نوشتار برای ذهنی آزاد و بی دغدغه نیز چندان آسان نیست چه رسد به این روزهای من

بگذریم اینهم روایت کوتاه و آشفته من از مفهومی که در زیر پرچمش هم مبارز قهرمان میتوان یافت و هم متجاوز خودکامه

هرمان هسه نوشته است: وطن معنوی ترین کلام روی زمین است و خودش از هر نویسنده ای بی سرزمین تر زیست.چرچیل می گوید: هرگاه نام وطن به میان می آید مدعیان وطن پرستی می گویند ما حاضریم جانمان را برای وطنمان بدهیم ولی این کافی نیست یک میهن پرست باید بتواند برای وطنش آدم بکشد و چه بسیار مردمانی که پایه ی وطنشان بر کشته های مردم سرزمینی دیگر استوار است.نام وطن گاه  ملغمه ای می شود از خیانت و خدمت مانند آن کسی که در راه منافع شخصی اش  دمی از پشت کردن و خیانت به سرزمینش غافل نبود ولی در کنگره ی وین مانع از فروپاشی کشورش شد.!!

وطن فین کاشان است و خون گرم امیر ،وطن پیر احمد آباد است و هموطنانی که نواله ی ناگزیر را گردن کج کردند. وطن عهد محمد شاه است با عباس میرزا.! وطن انترناسیونالیستی است که ای ایران را سلاخی می کند.وطن آن روسپی است که می گفت تنم را می فروشم وطنم را نه، وطن گربه ی هادی خرسندی است. وطن فریاد واپسین دم زندگی کلنل پسیان است : بر روی کفنم بنویسید وطن ،...

وطن تویی و...

این توپ را به زمین یار کلانتری و گوشی موبایل در بند علی کلائی ،آنکه برای ایران و سربلندی اش می نوشت و می نویسدعطیه وحیدمنش  ،برادر بزرگوار مهرداد رحیمی  و هموند در تعلیق عسل اخوان می اندازم

    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 8:6  توسط کورش جنتی  | 

 

                       e6nqbn3z7tg1jn2mq8av.jpg

نوع نگاه دولت نهم به دانشگاه در دو سال گذشته به فراگشت های عمدتن بد شگونی در دانشگاه ها انجامیده است . سنگ بنای این تحولات که از آن به عنوان انقلاب فرهنگی دیگری نیز نام می برند با تغییر روسای دانشگاه ها ،اخراج استادان منتقد به بهانه های مختلف از جمله بازنشستگی ،ستاره دار کردن و ممنوعیت از تحصیل دانشجویان و تبعیض آشکار میان تشکل های دانشجویی گذاشته شد. این تغییرات به ویژه در دو دانشگاه پلی تکنیک و علامه نمود پر رنگ تری داشته است. دانشگاه هایی که به اعتقاد وزیر علوم دولت مهرورز به همراه دانشگاه تهران سه ضلع دانشگاه های مسئله دار را تشکیل می دهند.

آنچه در پی می آید گزارش وار ه ایست مستند از آنچه در یکسال گذشته در دوران ریاست آقای شریعتی در دانشگاه علامه رخ داده است و البته برای به دست دادن نگاهی همه جانبه تر  اشاره ای به وقایع مهم دانشگاه های دیگر نیز شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 13:14  توسط کورش جنتی  | 

از پس پرده نگاه کن
مثل شطرنج زمونه
هر کسی مثل یه مهره
توی این بازی میمونه

یکی مثل ما پیاده
یکی صد ساله سواره
یه نفر خونه بدوشه
یکی دو تا قلعه داره

یه طرف همه سیاهو
یه طرف همه سفیدن
روبروی هم یه عمره
ما رو دارن بازی میدن

اونها که اول بازی
توی خونه تو و من
پیش پای اسب دشمن
مهره ها رو سر بریدن

ببین امروزم تو بازی
همشون شاه و وزیرن
هنوزم بدون حرکت
پشت ما سنگر میگیرن

تاج و تخت شاه دیروز
در قلعشون نمیشه
به خیالشون که این تاج
سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه
که به صد مهره نمیباخت
تاجو از سرش تو میدون
لشگره پیاده انداخت

....................................

ترانه ای از آلبوم جدید داریوش که قرار بود اوایل تابستان

به بازار بیاید!

. از داریوش خواهم نوشت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:55  توسط کورش جنتی 

        

حالا نوبت شماست               TinyPic image

برخیز دکتر جان                                                               

کوله بارمهر و دانشت را جمع کن.

این رژیم متعهد می خواهد

نه متخصص

..................

خبرکنار گذاشتن دکترکزازی استاد برجسته ی زبان و ادبیات فارسی اگر همان

گونه که گفته می شود در آغاز سال تحصیلی جدید به واقعیت بپیوندد ضایعه ای

سترگ برای جامعه ادبی و دانشگاهی  خواهد بود. که به غم بار ترین شکل

ممکن کلکسیون تیره روزی های دانشگاه علامه را در چند ماه اخیر کامل می کند.

هر چند که دکتر کزازی در مصاحبه ای گفته که خود درخواست بازنشستگی

کرده ام ولی چنین چیزی با در نظر گرفتن عشق استاد به تدریس و همچنین

رویه ای که دولت درتصفیه استادان دیگر در پیش گرفته بعید مینماید.

دکترحسین بشیریه . سعید شاهنده وهادی سمتی از دیگر استادانی هستند که

به بهانه های مختلف از تدریس کنار گذاشته شده اند.

..............

 

 زیست نامه میرجلال الدین کزازی

میرجلال الدین کزازی در دیماه 1327 در کرمانشاه در خانواده ای فرهیخته و فرهنگی که بنیادگذار آموزش نوین در این سامان است، چشم به جهان گشود. خوگیری به مطالعه و دلبستگی پرشور به ایران و فرهنگ گرانسنگ و جهانی آن را از پدر که مردی آزادمنش و فراخ اندیش و مردم دوست بود به یادگار ستاند. دوره دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذرانید و از سالیان دانش آموزی با زبان و ادب فرانسوی آشنایی گرفت. سپس دوره دبیرستان را در مدرسه رازی به فرجام آورد و آنگاه برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادب پارسی که در چشم او رشته و دانشی است گرامی و سپند، به تهران رفت و در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دوره های گوناگون آموزشی را سپری کرد و به سال 1370 به اخذ درجه دکتری در این رشته نائل آمد. او از سالیان نوجوانی نوشتن و سرودن را آغاز کرده است و در آن سالیان با هفته نامه های کرمانشاه همکاری داشته و آثار خود را در آنها به چاپ می رسانیده است. او اینک عضو هیأت علمی در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خردی با آن آشنایی یافته است، با زبانهای اسپانیایی و آلمانی و انگلیسی نیز آشناست و تاکنون دهها کتاب و نزدیک به دویست مقاله نوشته است و در همایش ها و بزمهای علمی و فرهنگی بسیار در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کرده است. چندی را نیز در اسپانیا به تدریس ایرانشناسی و زبان فارسی اشتغال داشته است. او گهگاه شعر نیز می سراید و نام هنری اش در شاعری "زروان" است. ترجمه او از "انه اید ویرژیل" برنده جایزه بهترین کتاب سال شده است و تألیف او "نامه باستان" نیز که تاکنون شش جلد آن به چاپ رسیده است حائز رتبه نخستین پژوهشهای بنیادی در جشنواره بین المللی خوارزمی

برگرفته از تارنماي رسمي دكتر كزازي

بخوانید دهن کجی به آزادی را  میثم قهوه چیان 

 

 

                                   

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 18:7  توسط کورش جنتی  |